مردم درباره ی شهدا غواص چه گفته اند
تابناک: بدرقه پیکر175 مروارید خاکی و 95 شهید گمنام دیروز با دخیل دستان مردم بر تابوتشان موجی از عشق و حماسه را در تقویم پر حادثه خرداد این مرز و بوم ثبت کرد;دل نوشته های مخاطبان تابناک استان ها را با هم بخوانیم.
کد خبر: ۴۹۰۰۶
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۴ 17 June 2015
روشنک از مازندران:
حالا که قرار است شهدای گمنام را در نقاط حساس کشور دفن کنند، چرا آنها را ﺩﺭ ﺩﺍﺩﮔﺴﺘﺮﯼ ها ﺩﻓﻦ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ قضات ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺷﻬﯿﺪ ﺷﺪﻧﺪ ﮐﻪ آنها ﺑﻪ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺣﮑﻢ کنند؟؟!!

ﭼﺮﺍ ﺩﺭ مجلس و ﺩﻓﺘﺮ هیات ﺩﻭﻟﺖ و شهرداری و...
شهداء را ﺩﻓﻦ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ نمایندگان و ﻭﺯﺭﺍ و شهردار
ﭼﺸﻤﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻥ ﻫﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪﻥ ﺍهداف بلند انسانی ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﺪﻩﺍﺳﺖ.
پیشنهاد ﮐﻨﯿﻢ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﮑﺎﻥﻫﺎئی ﮐﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﻮﺩ،
ﺷﻬﯿﺪ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ "ﻫﻤﻪ" ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﺪﺍ ﻣﺴﺌﻮﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ.
شهدا شرمنده ایم که عکستون رو دیدیم ولی عکستون عمل کردیم...
شرمنده ایم...
همین....


سهیل از اردبیل:
نپرسید برما چه گذشت؟ بپرسید بعد از شما شهدا بر ما چه گذشت؟ دنیازدگی و تجمل پرستی و ...
افسوس که شرمنده شما شده ایم ...



نسیم از اصفهان:
ای مادر خرده نگیر که این همه سال نه خطی نه خبری دستشان بسته بود.........



محمدعلی احمدی از خراسان رضوی:

شرحی که گذشته است بر هر غواص

هم روضه ی "کوچه" دارد و هم"عباس"



آشنا از مازندران:
شهدا باز گشتند، کاش ما هم برگردیم



صادق امانی از جزیره:
فقط احساس شرم و اندوه به آدم دست می دهد که آنها برای این کشور و انقلاب و اسلام چه کردند و ما که مانده ایم داریم چه می کنیم
روح همه شهدای عزیر کشورمان شاد و یادشان با سرور و سالار شهیدان دشت کربلا محشور باشد .



مرتضی از مازندران:

به کوچه مان بسپارید خاطرش باشد همیشه در تب و تاب مسافرش باشد

به کوچه مان بسپارید مادرم تنهاست اگر که شد، پسر حی و حاضرش باشد

به شهرمان برسانید راه ما دور است به فکر نام جدید معابرش باشد

پس از سلام بپرسید کوچه مشتاق است که نام کوچک من از مفاخرش باشد؟

پس از سلام بگویید:" روزگار غریب" خدا کند که نفس های آخرش باشد

به خانه مان نرسیدید، نامه بنویسید در انتظار شکوه معاصرش باشد

پلاک بیست و نهم هشت متری شرقی به قاصدک بسپارید خاطرش باشد



مختاری از اردبیل:
اصحاب کهف پس ازسیصد سال وقتی بازگشتند دریافتند که دیگر از جنس مردمان شهر نیستند
اما ای جوانمردان شما که فقط پس از سی سال برگشته اید آیا این شهر همان شهر است...



رهرو از خراسان رضوی:

دوست نكته سنجي زيبا مي گفت: غواص ها دیدند ما داریم غرق میشویم خودشان را رساندند ...

شادي روحشان صلوات



میلاد از اصفهان:

این ها که بالاخره اومدن ای کاش ما هم به خودمون بیایم!!!



خسروی از جزیره:
بعثی های بی صفت ؛
اگر وجودش رو داشتید بالشون رو نمیبستید تا ببینید شیر مردهای ایران چه قیامتی ب پا میکردند

چطور میتونیم حرمتتون رو حفظ کنیم شهدا؟ فقط شرمنده ایم



سیدرضی از اردبیل:
واقعا هیچ کس جز شهدا و خدای شهدا نمیداند که بر این قهرمانان وطن چه گذشت............
راهشان پر رهرو



اعظم از خراسان رضوی:

درود خدا بر شهدای اسلام و آنان که دلاور مردانه برای امنیت مردم سرزمینشان، برای پاسداری از میهن عزیزشان جان دادندبالاخص175غواص شهید.
امشب آسمان خدابه میمنت ورودتان ستاره باران خواهد شد و جمال پیغمبربه دیدگان شما نورانی خواهد شد و چشمان مادرانی که سالهای سال به انتظار دیدنتان ثانیه ها را با تسبیحشان می شماردندو نگاهایشان به شوق آمدنتان به در دوخته شده بود روشن خواهد شد. امشب با بوی معطر نفس هایتان ، نفس های ما عطر آگین خواهد شد. امشب دلهایمان برای به آرامش رسیدن با این شهدای عزیزیک بغل کربلا می خئاهدو حسین و طفلان معصومش بی صبرانه منتظرندکه مقدماتان را گلباران کنند. اری شهیدان زنده هستند همانهایی که تنها دلداده شان خدا بود و بس.و به شوق رسیدن به معشوقشان جانانه جان دادند تا ما دوباره معنی زیستن،استقلال ،آزادی، امنیت به قیمت جانشان بچشیم. همانهایی که مادرانشان را داغدار و چشم به راه و فرزندانشان را محروم از داشتن واژه پدر کردند. اما اکنون آرمان هایی که شما برای زنده نگه داشتنش آن را با مرگتان معامله کرده بودید رو به نابودی ست دیگر کمترکسی نوای یا حسین،یا حسین سرمی دهد، چون مردانمان غیرت و معرفتشان را در بازوانشان خلاصه کرده اند و زنانمان چادرهایشان از سرآویخته اند و عفت و حیایی که شماها پاسدارش بودید رو به پژمردگی ست...
شهدای عزیزم شماها که با عزم تان و با غیرت ایرانی و اسلامیتان برای ما ها که اکنون علمداران این کشوریم به پا خاستیدتا با دادن خونتان ارزش هایی که امام و یارانش سالها برای بدست آوردنش تلاش های بسیار کردند زنده نگه دارین. دعاهای خیرتان را بدرقه راه جوانان این مرز و بوم کنید. افسوس که نسل مسعود شادکامی ها همان نوجوان 16 ساله غواص رو به سوختگی ست...
باشد که باز بینیم از این جوانان غیور ممکلت.....



حامد از اصفهان:
ای کاش پیرو واقعیشان باشیم.....



ناشناس از البرز:

باز نگرد، همان جا بمان، اینجا جای تو و امثال تو نیست. آنقدر در فساد این دنیا گم شده ایم که دیگر تو را یادمان نیست. پس همان جا که آسوده خواب بودی بمان. خیال نکنی دست های تو بسته بود، این چشم های ماست که بسته و نمی بینیم چه بر سرمان آمده است. نمی بینیم تو در بهشت برین جای داری ما در لجنزار دنیای خودساخته گرفتار شده ایم.
پس باز نگرد. بمان. اینجا جای فرشته هایی چون تو نیست.


صدیقه رضوانی نیااز خراسان رضوی:

شامگاه سه شنبه و یک وداع تامل برانگیز(بامعنا)
شامگاه امروز سه شنبه در حالی کاروان شهدای غواص از میدان بهارستان تهران بسوی معراج شهدا بدرقه می شوند که حضور این شهدا پس از 30 سال دوری از وطن در میان مردم و نحوه شهادت آنها تامل برانگیز است و درس های بسیاری با خود دارد.
عصرامروز پایتخت نشین های کشور، فارغ از هیاهوها و التهاب ها و استرس ها و بیخیال آلودگی هوای تهران،در آخرین روزهای ماه شعبان فرصت دارند تا با غواص های شهید که نزدیک به سه دهه از این سرزمین دور بودند و غریبانه و آرام در نزدیکی شهر العماره عراق خفته بودند وداع کنند.وداعی که بوی پیمان دوباره با شهدا می دهد.
جای خالی بعضی آدم ها را با هیچ چیزی نمی شود پر کرد. جای خالی اینجور آدم ها همیشه احساس می شود حتی اگر سالهای زیادی از رفتن شان گذشته باشد ؛ غروب امروز فرزندانی از این کشور، بدرقه می شوند که حسرت نبودشان تا همیشه با ما خواهد بود.اما آمدنشان آن هم پس از 30 سال در روزهایی که مذاکرات هسته ای به اوج خود رسیده و کشور با مسائل ریز و درشت مختلفی روبروست تلنگری تکان دهنده برای همه ماست.
شهدای غواص کربلای 4 در روزهایی به میان ما بازگشتند که ما بدجور غرق در فضاهای مجازی واتساپ و لاین و تلگرامیم و حتی برخی به نحوه شهادت آنها شک کردند اما حقیقت که گم نمی شود بقول مرتضی آوینی«پندار ما این است که شهدا رفته اند و ما مانده ایم اما حقیت آن است که شهدا زنده اند و زمان ما را با خود برده است».
جمله ای درباره شهدا هست که شاید برای ما تکراری شده باشد از بس که زیاد شنیده ایم اما اگر به معنای آن دقت کنیم امید در دلمان جوانه خواهد زد. امروز مردم تهران به نیابت از همه مردمان این کشور خوب است همین جمله را به شهدا بگویند که :یادتان گرامی و راهتان پررهرو.



مونا از البرز:
امیدوارم هرگز شرمنده شهدا نشویم




روح الله احمدی از خراسان رضوی:
دقت کردین، هر موقع مشکلی برای مملکت ما پیش میاد و گره ای به کارهامون میفته، سروکله شهدا پیدا میشه که جور بی عرضگی ما رو بکشن؟ خدا خیرشون بده، ولی نمیدونم چقدر قضیه مهم بوده که ایندفعه این همه اونم بااین وضعیت خاص، دستهای بسته اومدن گره های کور ما رو باز کنن. شهدا، شرمنده ایم.



محمد از البرز:
از شجاعت شما دلیرمردان بزرگ درسها گرفته ایم. امروز نیز بزرگی نامتان را بر صفحه دلهامان حک میکنیم و همیشه ادامه دهنده راهتان خواهیم بود




روشندل از خراسان رضوی:
شهدای گمنام دعایمون کنید ،مخصوصا برای فرج امام زمان عج دعا کنید و برای سلامتی رهبر انقلاب ،برای نفراتی که دارند روی خون پاک شما قدم میزارند دعا کنید که به راه راست هدایت بشند.یا علی



ناشناس از البرز:

چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری
چه قصه ی محقری چه اول و چه آخری



سیدعمار از خراسان رضوی:
شهدا ....دعامون کنید ..داریم از دست میریم .اگ شما نگاه نکنید ما رو ب بی راهه میریم ....دعامون کنید تا آخر پای سید علی بمونیم. .شهدا دوستون دارم



سید از اصفهان:
واقعا هیچ کس جز شهدا و خدای شهدا نمیداند که بر این قهرمانان وطن چه گذشت............
راهشان پر رهرو


ناشناس از البرز:
تو می جنگیدی و ما خواب بودیم.
تو دست بسته بودی و ما دست هایمان به راز و نیاز بلند نبود.
تو مردانه ایستادی تا ما ذلت نپذیریم.
تو مردانگی را برای یک ملت معنی کردی.



کامران زاده از جزیره:
قسمت نشد زیر تابوت پاکتان را بگیریم ولی بدانید که راهتان را با خون خودمان ادامه می دهیم
روح بلندتان با سرور و سالار شهیدان محشور



معصومه از خراسان رضوی:
شهدا از ما تاسف نمی خوان این و میخوان که درک کنیم چرا رفتند؟ چرا این همه زجر و سختی رو تحمل کردند کمی فکر کنیم




بنی اسدی از خراسان رضوی:

وعشق

این کیمیای جاودانه

معجزه می کند

تا از افق چشمان یک زن

مادر طلوع کند

مادری که به یک دسته گل

آب را آبرو دهد

...و یکی خواند

مادرها دسته گل به آب می دهند

مادر موسی(ع) به نیل

حضرت ام البنین

به علقمه

و مادر غواصان

-این ام البنین های دفاع مقدس –

به اروند

از نیل موسی بر خاست به فرعون کشی

از علقمه عباس(س) آمد به شکستن هیمنه فرعونی یزید

واز اروند

175 غواص می آیند برای نشان دادن راه فرعون کشی به ما

می آیند تا چراغ راه شوند

برای شب های بی ستاره

و بگویند عشق که باشد

تکلیف که بفرماید

نه به دریا

و رود

که حتی به خاک می زنیم

تا مردمان

در ایران سرفراز

عاشقانه خدا را عبادت کنند

و شیطان را

به هر رنگ و نشان به این دیار جایی نباشد....

یادتان هست

به روضه می خواندند

از زبان ام البنین(س)

که می گویند

عمود بر سرت زدند

اما کدام عمود آنقدر بلند است که از دستان تو رد شود؟

اما شنیدم اول دست هایت را قطع کرده اند...

و امروز

می بینیم

دستان غواص ها

این نسل عباس را

بسته بودند

و با دست بسته

به دریای خاک انداختند

اما غافلند که

با دست بسته هم می شود از دریا گذشت

با دست بسته می توان قنوتی خواند

درنماز عشق

که آسمان را به زمین بیاورد....

و امروز

غواصان آمده اند

با یک سبد آسمان

ت ضمیر ما را و زمین ما را رنگ آسمان بزنند

آمده اند تا ما را به آسمان ببرند

آی آدم ها رمضان در پیش است

رازی نمی خوانید

میان آمدن غواصان شهید

و شهر الله رمضان؟

راست گفت سهراب که:

دیده را باید شست

جور دیگر باید دید

جور دیگر ببینیم تا حرف غواص ها را بفهمیم....



محمود از اردبیل:
مثل ماهی به آب جان دادند
جان خود مثل پهلوان دادند
صد و هفتاد و پنج شمس قمر
دست بسته به آسمان دادند
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار