هادی سیف پژوهشگر هنرهای سنتی و مردمی ایران گفت: گرایش من به هنرهای مردمی و هنرمندان گمنام بخشی از تلاشم در دفاع از سهم و اجر هنرمندان عاشق و عابدی است که قصدشان وصال حضرت دوست است.
کد خبر: ۹۹۴۵۷۲
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۲:۵۳ 18 September 2021

این روزها که عمارت تاریخی سعدی اصفهان میزبان نمایشگاهی از پرده‌های خیالی‌نگاری عاشورا اثر زنده‌یاد "عباس گیاهی" شده، فرصتی دست داد تا علاقه‌مندان به هنر قلمکار نقاشی پای صحبت‌های دکتر هادی سیف نویسنده و پژوهشگر هنرهای سنتی درباره پیشینه هنر قلم‌کار در ایران و زیست عباس گیاهی با این هنر بنشینند.

در این نشست تخصصی که با عنوان «قلمکار‌نگار شاعر» و به همت موزه عصارخانه شاهی وابسته به سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری و حوزه هنری اصفهان برگزار شد، هادی سیف سال‌های دانشجویی خود در اصفهان را سال‌های طلبگی خود در جستن راز و رمز شهری دانست که در همیشه ایام، قوی‌ترین چشم شرق است و نیمه‌ جهانِ هنر خواندن آن مبالغه نیست.

این نویسنده و پژوهشگر از دوران کودکی و 6 سالگی خود گفت و اینکه بر اساس داستانی که از مادرش شنیده هنرمندان را مانند فرشتگانی در لباس آدمیان می‌دانسته تا در هر شهری زیبایی ببیند، بداند که آنجا شهر فرشتگان بوده است.

سیف گفت: خداوند بخشی از خلاقیت را که جزئی از صفات اوست به هنرمندان بخشیده تا منزلت و شأن آنها را دوچندان آشکار کند.

این پژوهشگر با بیان اینکه هنرمندان واقعی بیشتر اوقات از گمنامان هستند افزود: گرایش من به هنرهای مردمی و هنرمندان غریب و گمنام بخشی از تلاشم در دفاع از سهم و اجر هنرمندان عاشق و عابدی است که قصدشان وصال حضرت دوست است و هنر سرزمین ما تنها زیبا نیست بلکه همراه با پیام‌هایی معنوی انسان را به پرواز و اوج عروج می‌خواند.

وی بازار قیصریه را دانشگاه هنرهای شرقی در چشم اصفهان نامید و تصریح کرد: بازار قیصریه از زمان تأسیس به یکی از مراکز عمده هنری مشرق زمین و گاهی در گستره‌ای وسیع‌تر تبدیل می‌شود و به همین دلیل سراهای بازار قیصریه را دانشکده‌های آن می‌دانم. این دانشکده‌ها قرن‌های قرن بدون کنکور و ثبت‌نام دل‌ها را طلب می‌کرده است و این اتفاق در سرای مشیر و بازار وکیل شیراز هم رخ می‌دهد.

سیف اقتصاد را تنها بخشی از رونق این دانشگاه هنر دانست و بیان کرد: در نهان و آشکار این دانشکده‌ها بزرگانی به هنر ادای دینی عاشقانه و عابدانه داشته‌اند.

این پژوهشگر هنرهای مردمی اظهار داشت: زمانی بزرگانی به بازار اصفهان جلال جهانی بخشیدند در حالی که دو نیروی قوی، زورمند، مدعی و مبتکر به نام چین و هند مدعی هستند که در عصر صفوی هنر قلم‌کار را وارد ایران کرده‌اند اما زمانی که قلم‌کار وارد ایران شد هنرمندان این عصر چنان در این عرصه درخشیدند که هنوز جهانیان سوال می‌کنند قلم‌کار از دیار اصفهان است یا از چین و ماچین و هند؟،  بزرگان سرزمین من در عرصه ساخت قالب‌های قلم‌کار، گل و مرغ، شکارگاه و نقوش سنتی خوش درخشیدند تا این هنر به هنرمندانی مانند عباس گیاهی رسید.

سیف با بیان اینکه دانشگاه بزرگ بازار اصفهان در زمان جنگ‌های اول و دوم جهانی آسیب‌ دید، افزود: در نتیجه میدان به دست مشتی افراد سودجو و منفعت‌طلب می‌افتد تا از این آشفته‌بازار استفاده کنند و نخستین آسیب جدی را سرای چیت‌سازان می‌بیند و بزرگان هنر اصفهان به هر طریقی تلاش می‌کردند و خون دل می‌خوردند تا به قلم‌کار جانی دوباره ببخشند. بنابراین نخستین نقش کارساز برای جبران مافات بر عهده هنرمندان بی‌نام و بی‌ادعا مانند شیخ حریری می‌افتد که به‌خاطر آسیب‌هایی که به هنر قلم‌کار وارد شده بود از بروجرد به اصفهان می‌آید.

این نویسنده و پژوهشگر ادامه داد: تجدید حیات هنری قلم‌کار به دست فردی به نام مشهدی عبدالخالق رقم می‌خورد که تربیت‌شده شیخ حریری است و همسر او رباب‌السلطان مشوق او می‌شود. این بار هنرمندان فروتن و مردم کوچه و بازار عهده‌دار این نهضت می‌شوند و نقاشی روی کاشی، نقاشی قهوه‌خانه‌ای و نقاشی بر گچ و دیوار نیز احیا می‌شود و آرام‌آرام قلم‌کار رو به زوال، جانی جانانه می‌گیرد.

به گفته او، روزی یک جوان 18 ساله خجول، بی‌ادعا و خموش را نزد مشهدی عبدالخالق می‌آورند که در شعر هم دستی دارد که همان عباس گیاهی بوده است، از خانواده‌ای نسبتاً تنگ‌دست که پدر او را از 5، 6 سالگی نزد یکی از هنرمندان بازار قیصریه می‌فرستد اما استادکار چیز زیادی به عباس گیاهی نمی‌آموخت. روزی عباس در میدان نقش‌جهان اجرای پرده‌خوانی را می‌بیند و عشق به این هنر در وجودش می‌نشیند. بعدها به او برای بروز خلاقیت در نقاشی میدان داده می‌شود و هنر او به اوج می‌رسد.

سیف گفت: روزی دکتر لطف‌اله هنرفر نشان یک شاعر قلم‌کارنگار را در سرای چیت‌سازها به من داد و اولین بار با عباس گیاهی دیدار و مصاحبه کردم. از او پرسیدم از اینکه عمری را در این راه گذاشته راضی است و گیاهی گفت حرمت گذاشتن به دل و اعتقادم من را وادار کرد کمترین نشانه‌های ارادت و اخلاص خود را بر پارچه نقش بزنم.

این پژوهشگر هنرهای مردمی بیان کرد: همان روز یکی از شعرهای عباس گیاهی را نزد استاد منوچهر قدسی بردم و ایشان گفت این شعرها آن‌قدر زخمه بر دل می‌زند که کمتر تکرار شده است و فغانی از دلی طالب وصال را روایت می‌کند.

اشتراک گذاری
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
* captcha:
آخرین اخبار