
به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، طلای آبشده در بازار ایران همواره محل مناقشه بوده است. گروهی آن را عاملی برای بینظمی بازار، فرار مالیاتی و حتی تهدیدی برای اقتصاد میدانند و در مقابل، عدهای معتقدند این نوع طلا بخشی طبیعی از زنجیره تولید و مبادله در صنعت طلا و جواهر است. در این میان، این پرسش مطرح میشود که اگر طلای آبشده تا این اندازه پرریسک و مخرب است، چرا ایران فروش آن را بهطور کامل ممنوع نکرده و آیا واقعاً کشورهای دیگر چنین مسیری را طی کردهاند؟
طلای آبشده؛ ابزار تولید یا کالای سرمایهای؟
طلای آبشده حاصل ذوب مصنوعات مستعمل، ضایعات یا طلاهای دستدوم است و در اصل بهعنوان ماده اولیه برای تولید مصنوعات جدید به کار میرود. تفاوت اصلی آن با طلای ساختهشده، نداشتن اجرت و ظاهر مصرفی است. با این حال، در شرایط تورمی اقتصاد ایران، این نوع طلا بهتدریج نقش یک دارایی سرمایهای را نیز پیدا کرده و وارد معاملات غیرمصرفی شده است. همین تغییر کارکرد، حساسیتها و نگرانیها درباره آن را افزایش داده است.
وضعیت حقوقی در ایران؛ حذف بازار یا مدیریت آن؟
از منظر حقوقی، خرید و فروش طلای آبشده در ایران ممنوع نیست. سیاست رسمی کشور تاکنون بر پایه تنظیمگری و نظارت صنفی شکل گرفته، نه ممنوعیت مطلق. اتحادیههای طلا و جواهر نیز بیشتر بر محدود شدن این معاملات به فعالان حرفهای تأکید دارند تا از بروز اختلاف عیار، تقلب و زیان مصرفکنندگان جلوگیری شود. این رویکرد نشان میدهد که مسئله اصلی، کنترل ریسک و شفافیت است، نه نفس وجود طلای آبشده در بازار.
تجربه جهانی؛ روایت رایج تا چه حد درست است؟
برخلاف تصور رایج، بررسی تجربه جهانی نشان میدهد که در بسیاری از کشورهای دنیا خرید و فروش طلای خام، شمش و طلای سرمایهای کاملاً قانونی است. در اقتصادهای پیشرفته، طلا بهعنوان یک دارایی مالی شناخته میشود و حتی در برخی کشورها از معافیتهای مالیاتی برخوردار است. آنچه در این کشورها بهشدت مورد توجه قرار گرفته، ثبت معاملات، منشأ طلا و مقابله با پولشویی است، نه ممنوعیت اصل معامله.
در کشورهایی که محدودیتهایی برای طلا اعمال شده، این محدودیتها اغلب به مراحل استخراج، صادرات غیررسمی یا خرید طلای معدنی بدون مجوز مربوط میشود. هدف اصلی این سیاستها جلوگیری از قاچاق، فرار مالیاتی و خروج سرمایه است؛ نه این ادعا که فروش طلای خام ذاتاً اقتصاد را نابود میکند.
جواهر بهجای طلای خام؛ سیاست ارزش افزوده
بسیاری از کشورها ترجیح میدهند طلا را در قالب جواهر و محصول نهایی به بازار عرضه کنند تا ارزش افزوده بیشتری در داخل اقتصادشان ایجاد شود. این سیاست بیشتر از مسیر مشوقهای صنعتی، کنترل صادرات ماده خام و حمایت از صنعت جواهرسازی دنبال میشود، نه از راه ممنوعیت معاملات داخلی طلای خام. به بیان دیگر، تمرکز بر تقویت زنجیره ارزش است، نه حذف حلقههای آن.
چرا ممنوعیت کامل میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؟
از دیدگاه اقتصادی، ممنوعیت مطلق فروش طلای آبشده میتواند پیامدهایی برخلاف انتظار داشته باشد. تجربه کشورها نشان داده است که چنین ممنوعیتهایی اغلب به گسترش بازار زیرزمینی، افزایش قاچاق و کاهش شفافیت منجر میشود. علاوه بر این، محدودیت شدید میتواند دسترسی تولیدکنندگان به مواد اولیه را دشوارتر کرده و هزینه تولید را افزایش دهد. به همین دلیل، بسیاری از دولتها بهجای ممنوعیت، بر استانداردسازی، نظارت و شفافسازی معاملات تمرکز کردهاند.
در مجموع، اینکه ایران فروش طلای آبشده را ممنوع نکرده، به معنای بیتوجهی به ریسکهای این بازار نیست، بلکه نشاندهنده انتخاب مسیر تنظیمگری بهجای حذف کامل بازار است. تجربه جهانی نیز نشان میدهد که ادعای «ممنوعیت گسترده طلای خام برای جلوگیری از نابودی اقتصاد» پشتوانه محکمی ندارد. مسئله اصلی در همه کشورها، نحوه مدیریت و نظارت بر بازار طلاست، نه حذف یکباره یکی از اجزای آن.