
به گزارش خبرنگار تابناک از استان اصفهان، دیشب برابر بلژیک، مثل همیشه بیسروصدا و بیادعا بازی کرد؛ همانگونه که سالهاست بازی میکند. اما پشت این آرامش، عددی خوابیده که عظمتش را نمیتوان نادیده گرفت؛ ۱۴۷ بازی ملی. فقط دو قدم تا رسیدن به علی دایی با ۱۴۸ بازی و سه قدم تا عبور از جواد نکونام با ۱۴۹ بازی؛ دو اسطورهای که سالها تصور میشد رکوردشان دستنیافتنی است.
اما داستان احسان حاجصفی خیلی قبلتر از این اعداد آغاز شد.
برگردیم به ورزشگاه آزادی؛ به روزهایی که هنوز کسی تصور نمیکرد این نوجوان چپپای سپاهان روزی پرافتخارترین ملیپوش تاریخ ایران شود. آن روزها لوکا بوناچیچ در سپاهان جرأت کرد به یک پسر نوجوان اعتماد کند. در ورزشگاهی که هر بازیکنی زیر فشار سکوهایش میلرزد، حاجصفی مقابل استقلال به میدان رفت و نشان داد از آن دسته استعدادهایی نیست که فقط برای آینده تعریف شوند؛ او از همان لحظه برای حال آماده بود.
آن روز شاید کمتر کسی میدانست که این نوجوان کاشانی قرار است نزدیک به بیست سال بعد همچنان در بالاترین سطح فوتبال ایران و اروپا بازی کند. اما از همان نخستین لمس توپها میشد فهمید چیزی متفاوت در او وجود دارد؛ آرامش، جسارت و فهم بازی فراتر از سنش.
فوتبال ایران در این سالها ستارههای زیادی دیده است. بازیکنانی که درخشیدند، محبوب شدند و خیلی زود محو شدند. اما آنچه حاجصفی را از بسیاری از همنسلانش جدا میکند، فقط استعداد نیست؛ دوام است. ماندن در اوج، سختتر از رسیدن به اوج است و احسان استاد این هنر بوده است.
او از سپاهان به تیم ملی رسید، از تیم ملی به فوتبال اروپا رفت، در لیگهای مختلف بازی کرد و دوباره بازگشت. نسلها در فوتبال ایران عوض شدند؛ از دوران مهدویکیا و کریمی تا عصر آزمون و طارمی. مربیان آمدند و رفتند؛ از علی دایی و افشین قطبی تا کارلوس کیروش و امیر قلعهنویی. اما یک نام تقریباً همیشه در فهرست تیم ملی حضور داشت: احسان حاجصفی.
شاید هیچ بازیکنی به اندازه او نماد تطبیقپذیری نباشد. هافبک چپ، وینگر، دفاع چپ، هافبک میانی و حتی در مقاطعی نقشهای متفاوت تاکتیکی؛ هر جا تیم نیاز داشت، حاجصفی حضور داشت. شاید همین ویژگی باعث شد مربیان مختلف، با هر سبک و تفکری، نتوانند از کنار نامش عبور کنند.
در روزگاری که فوتبال مدرن هر سال سرعت بیشتری میگیرد، دوام آوردن در سطح ملی برای بیش از ۱۵ سال تقریباً یک معجزه است. اما حاجصفی نهتنها دوام آورد، بلکه به یکی از رهبران نسلهای مختلف تیم ملی تبدیل شد.
یکی از مهمترین فصلهای داستان او، جامهای جهانی است. احسان حاجصفی جزو معدود بازیکنان تاریخ فوتبال ایران است که حضور در چهار جام جهانی را تجربه کرده؛ افتخاری که بهتنهایی او را در ردیف خاصترین فوتبالیستهای تاریخ کشور قرار میدهد. از برزیل ۲۰۱۴ تا روسیه ۲۰۱۸، قطر ۲۰۲۲ و سپس جام جهانی ۲۰۲۶؛ مسیری که کمتر بازیکنی در آسیا موفق به پیمودنش شده است.
چهار جام جهانی یعنی چهار نسل، چهار تیم ملی متفاوت و چهار روایت مختلف از فوتبال ایران. اما در تمام این روایتها، یک چهره ثابت دیده میشود؛ بازیکنی که گاهی در جناح چپ میدوید، گاهی بازوبند کاپیتانی را میبست و گاهی بار تجربه را روی دوش میکشید.
شاید احسان هیچوقت پرسر و صداترین ستاره فوتبال ایران نبود. کمتر تیتر جنجالی ساخت، کمتر وارد حاشیه شد و کمتر درباره خودش حرف زد. اما فوتبال همیشه فقط متعلق به ستارههای پرزرقوبرق نیست. گاهی تاریخ را کسانی میسازند که آرام و پیوسته جلو میروند؛ درست مثل دونده ماراتنی که در پایان مسیر ناگهان میبینی از همه جلوتر ایستاده است.
امروز وقتی به کارنامه او نگاه میکنیم، فقط با یک بازیکن روبهرو نیستیم؛ با بخشی از تاریخ فوتبال ایران مواجهیم. بازیکنی که قهرمانیهای متعدد باشگاهی را تجربه کرده، سالها در سطح اول آسیا حضور داشته، در اروپا بازی کرده، جام جهانی دیده، جام ملتهای آسیا را پشت سر گذاشته و حالا در آستانه شکستن بزرگترین رکورد ملی فوتبال ایران قرار گرفته است.
و شاید زیباترین بخش ماجرا این باشد که این رکورد نه با هیاهو، بلکه با استمرار به دست آمده است. هیچ میانبری در کار نبوده؛ فقط سالها تلاش، تمرین، انضباط و جنگیدن برای حفظ جایگاه.
وقتی بازی بعدی تیم ملی آغاز شود و شمارش معکوس رکوردها ادامه پیدا کند، احتمالاً دوباره همان احسان همیشگی را خواهیم دید؛ بیادعا، آرام و متمرکز. اما این بار هر قدمش روی چمن، قدمی به سوی جاودانگی خواهد بود.
از آن نوجوان جسور سپاهان که روزی در ورزشگاه آزادی مقابل استقلال معرفی شد تا کاپیتان باتجربه امروز، مسیر طولانی طی شده است. مسیری که پر از فراز و فرود بود، اما هیچگاه متوقف نشد.
و حالا تاریخ درست مقابل او ایستاده است. تنها چند بازی دیگر کافی است تا نام احسان حاجصفی نه فقط در میان بزرگان فوتبال ایران، بلکه در بالاترین سطر کتاب رکوردهای تیم ملی ثبت شود؛ جایی که سالها در اختیار علی دایی و جواد نکونام بود.
شاید این فقط یک عدد باشد؛ ۱۵۰. اما پشت این عدد، نزدیک به دو دهه تعهد، جنگیدن، ماندن و عاشقانه بازی کردن برای پیراهن ایران خوابیده است.
انتهای پیام/