
به گزارش خبرنگار تابناک در استان اصفهان، نایین، کهنشهری نشسته بر کویر است که به تازگی نشان تازهای را بر سینه خود نشانده است؛ «ثبت جهانی عبابافی نایین». این رویداد، تنها دریافت یک نشان یا یک پیروزی دیپلماتیک و یا اداری نیست؛ این یعنی جهان پذیرفته است که در تار و پود این بافته پرآفرین، بخشی از جان ایران جای گرفته است.
عبابافی؛ سمفونیِ تار و پود
عبابافی تنها یک تکنیک بافت نیست؛ یک زبان است. زبانی که در آن، بردباری، کنجکاوی و هنرِ دست، با ریاضی پیچیدهای در هم آمیخته. این هنر که ریشه در تاریخ نایین دارد، پیوند میان انسان و طبیعت است. جایی که هنرمند با استفاده از مواد طبیعی و الگوهای هندسی، داستانی از زیست کویری و اصالت ایرانی را روایت میکند. ثبت جهانی این هنر، پنجرهای رو به جهان گشوده است تا جهانیان ببینند که چگونه میتوان از میان رشتههای ساده، اثری آفرید که فراتر از زمان و مکان، دارای معنا باشد.
برای درک درست از این رویداد، باید از سطح این گواهینامه جهانی گذشت و به قلب بافته ایرانی رسید. بافتن، در فرهنگ نایین، یک کنش مراقبهگونه است. زمانی که زنی یا مردی نایینی، در سکوت نیمهشبی یا در سایهسار بادگیری، بافتن را آغاز میکند، به واقع در حال تنظیم آهنگ هستی است. هر حرکت دست و هر عبور نخ، ضربآهنگی است که با ضربآهنگ قلب کویر هماهنگ شده است.
این هنر، برخلاف تولیدات صنعتی که با شتاب و بیروح ساخته میشوند، زمان را در خود نگاه میدارند. در هر قطعه از هنر عبابافی، ساعتها صبر، روزها تمرکز و سالها تجربه نهفته است. از این منظر، عبابافی نه یک کالا، که یک تراکم زمانی است که بر دستبافتهای جاری شده است.
کویر؛ الهامبخش رنگ و فرم
نایین، این کهنشهر پرشکوه و این اقلیم پرقافیه، نقش اصلی را در شکلگیری هنر عبابافی به دوشت داشته. عبابافی، برخلاف بافتههای اقلیمهای ابری، فرزند آفتاب است. رنگهای به کار رفته در این بافته نیز بازتابی از خاکیِ خاک است تا آبیِ آسمان.
عبابافان نایینی، کویر را بر پهنه عبا کشیدهاند. آنها به گونهای طبیعت را رام و آرام کردهاند. این همان زیباییشناسی هستی است؛ هنری که نشان میدهد چگونه میتوان از میان سختیهای محیط، شکوهی آفرید از برای حیات.
ثبت جهانی؛ از هویت محلی تا میراث جهانی
وقتی سخن از ثبت جهانی به میان میآید، با مفهومی روبهرو هستیم که مرزهای ملی را جابهجا میکند. این ثبت، به معنای آن است که عبابافی نایین دیگر تنها متعلق به یک خانواده یا یک محله نیست؛ بلکه اکنون به یک امانت بشری که در دست ما است، تبدیل شده است. این یعنی مسئولیت حفظ، پاسداری و تکامل این هنر، اکنون با تمامِ جهان پیوند خورده است.
با این حال، این دستاورد جهانی، باید با یک آگاهی داخلی همراه باشد. خطر بزرگ اینگونه ثبتها، تبدیل شدنشان به یک موزه یا چیز بیجان، برای تماشاچیان است. چالش اصلی ما این است که چگونه میتوانیم عبابافی را از یک نماد ملی به یک زیست جاری تبدیل کنیم؟.
ثبت جهانی نباید به پایان مسیر تلاشها برسد، بلکه باید نقطه عطفی باشد برای بازگشت اقتصاد هنر به جامعه نایین. هنر زمانی زنده میماند که هنرمند بتواند با حفظ اصالت، در اقتصاد هنر نیز جایگاه داشته باشد؛ زمانی که نسل جدید، نه از روی اجبار، بلکه از روی افتخار و عشق، دست به تار و پود بزند.

تار و پودی برای آینده
ما امروز در برابر یک فرصت کمنظیر ایستادهایم. ثبت جهانی عبابافی، دعوتی است به بازنگری نگاهمان نسبت به میراثهای ملموس و ناملموس. این رویداد به ما یادآوری میکند که در دنیای دیجیتال و مجازی، انسان همچنان به لمس معنا نیاز دارد. انسان نیاز دارد بداند که چیزی در این جهان وجود دارد که با دست و روح و صبر ساخته میشود؛ چیزی که برخلاف کدهای سرد برنامهنویسی، گرم است و بوی انسان میدهد.
باید از این موج استفاده کرد تا نایین، نه تنها به عنوان یک مقصد گردشگری، بلکه به عنوان یک مرکز خلاقیت اصیل، بازشناخته شود. باید فضاهایی فراهم کرد که در آن، این سمفونی تار و پود، از سکوت خانگی به صدای بلندی در جهان تبدیل شود.
در پایان باید گفت که عبابافی نایین، تنها یک بافته نیست؛ استعارهایست از زندگی. زندگی نیز مانند عبابافی، ترکیبیست از رشتههای سخت و نرم، رشتههای تار و پود. اگر این دو به درستی در هم تنیده نشوند، بافتهای به دست نمیآید.
ما نیز باید بتوانیم رشتههای گذشته درخشان را با آینده نوآورانه چنان در هم ببافیم که طرح نهایی، همچنان که نایین نشان داده است، پرآفرین، ماندگار و جهانپسند شود. جهان اکنون به نایین چشم دوخته؛ چشماندازی که در آن، هنر، پلی است میان خاک کویر و آسمان بیکران معرفت.
گزارش: سمانه سرجویی (کنشگر حوزه فرهنگ و هنر)
انتهای پیام/