
به گزارش خبرنگار تابناک در استان اصفهان، بهدرستی هویت جهانشهر (اصفهان)، ابتدا در رابطه با طبیعت است و سپس در رابطه با معماری و شهرسازی. ولی امروزه، رابطه طبیعت و اصفهان که سرشت دو دوست دیرینه را دارند و یکی از ستونهای تمدن اصفهان بر این دوستی استوار گشته، با تهدیدهای جدی روبهرو شده است.
پرسش بنیادین این است: چگونه میتوانیم میان میراث فرهنگی و محیط زیست، دوباره آن دوستی و خدمت متقابل را برقرار کنیم؟
میراثی که از آب جان میگیرد
تاریخ زیستپذیری اصفهان، تاریخ مدیریت آب است. از مادیها که تقسیم آب زایندهرود در گستره شهر را بر عهده داشتند تا باغشهری که از نوشتههای گذشتگان و بهویژه جهانگردان به دست ما رسیده، همگی نشان میدهند که اصفهان در پاسخ به نیازهای محیط زیستی شکل گرفته است. مادیها، جویها، حوضها، استخرها، قناتها و معماری و شهرسازی اصفهانی، همگی نشانههای دریافت ژرف انسان اصفهانزی از اقلیم و محیط زیست است.
ولی امروزه، شاهد یک گسست خطرناک هستیم. میراث فرهنگی اصفهان، از تکتک کاشیهایش تا بافت تاریخیاش، برابر آلودگی و خشکی کم آورده و از بحران زیست محیطی رنج میکشد و آسیب میبیند.
وقتی زایندهرود که رگ هستی و هستِ سوا نشدنی از هویت اصفهان است دچار بحران شده، تنها با یک بحران زیستمحیطی مواجه نیستیم، با یک بحران هویتی روبهرو شدهایم. خشکی زایندهرود به معنای خشک شدن روان مردم اصفهان، روح بناهای تاریخی و رنگ و بوی فضای سبز تاریخدار اصفهان است. بهدرستی هر قطعه از میراث فرهنگی اصفهان، بدون سلامت محیط زیست، به کالبدهایی بیروح و بیهویت تبدیل میشود.
محیط زیست در سایه توسعه نادرست، هویت خود را از دست میدهد
نباید فراموش کرد که میراث فرهنگی اصفهان همانند بسیاری از شهرهای جهان، از محیط زیست خودش معنا و اعتبار میگیرد. یکی از بزرگترین اعتبارهای محیط زیستی اصفهان، زیباییشناسی تاریخی است؛ همان منظرهای که در کنار پلهای لم داده به زایندهرود، در کنار کاخهای نشسته میان باغهای تاریخی یا در باغهای اصیل، تجربهای بینظیر از آرامش و پیوند با طبیعت را ایجاد میکند، بخشی از میراث ناملموس محیط زیست است.
توسعه شهری بیرویه، مدیریت نادرست فاضلاب و زباله و پسماند و آلودگیهای ناشی از صنایع و خودروها، نه تنها اکوسیستم را تخریب میکنند، بلکه آن ارزش زیباییشناختی را که بخشی از میراث فرهنگی اصفهان است، از بین میبرند.
وقتی یک محله از بافت تاریخی، زیر فشار آلودگی و کمبود فضای سبز قرار میگیرد، محیط زیست آن محله از دست میرود و در نتیجه، ارزش میراثی آن نیز فرو میریزد. اینجاست که میبینیم میراث و محیط زیست، نه دو جریان سوا از هم، که دو بازوی یک موجود یگانه هستند.
به سوی دوستی میراث فرهنگی و محیط زیست؛ استراتژی پایدار
برای گذر از این آشفتگی، نیازمند بازگشت به الگوی خدمت دو سویه هستیم. این یعنی نگاه به میراث فرهنگی و محیط زیست، نه بهعنوان دو بخش سوا در بودجههای دولتی و شهرداری، بلکه به عنوان یک واحد کلان استراتژیک.
نخست آن که هر پروژه حفاظتی برای میراث فرهنگی، باید شامل بازسازی اکوسیستم پیرامونی آن باشد. نمیتوان فقط یک بنا را مرمت کرد و انتظار داشت که پابرجا بماند؛ باید آب و خاک و هوای پیرامون آن بنا را نیز مرمت و نگاهبانی کرد. حفاظت از کاشیهای یک مسجد، با حفاظت از کیفیت هوای شهر و مدیریت منابع آبی پیوندی ناگسستنی دارد.
دوم آن که مدیریت محیط زیست در اصفهان باید با هویت تاریخی شهر گره بخورد. برنامهریزیهای شهری نباید به تنهایی بر پایه استانداردهای جهان مدرن باشد، بلکه باید از دانش بومی اصفهان در رویارویی با طبیعت الهام بگیرند. بازگشت به استفاده از راهکارهای سنتی در مدیریت آب و فضای سبز، نه تنها یک حرکت نوستالژیک نیست، بلکه یک ضرورت علمی برای دستیابی به توسعه پایدار در این اقلیم است.
میراث و محیط زیست؛ از رویارویی تا همافزایی
باید از مرحله مدیریت بحران به مرحله ایجاد همافزایی رسید. در این مرحله، میراث فرهنگی میتواند به محیط زیست خدمت کند؛ برای نمونه، از راه باززندهسازی مادیها، قناتها و باغها که نقش بسیار مهمی در برابرسازی دما و بهبود کیفیت هوا دارند. محیط زیست نیز میتواند به میراث فرهنگی خدمت کند؛ با فراهم آوردن بستری سالم و پاک که اجازه میدهد بناهای تاریخی، قرنها به شکوه و شهره بودنشان ادامه دهند.
اصفهان، با همه نامداری و زیباییاش، بر لبه پرتگاه میان ماندگاری و فروپاشی ایستاده است. اگر نخواهیم میان میراث فرهنگی و محیط زیست، آن دوستی دیرینه را بازسازی کنیم، آنچه برای نسلهای آینده بجای میماند، تنها ویرانههایی است که در میان یک زمین خشک و بیروح قرار گرفتهاند.
دوستی میان میراث فرهنگی و محیط زیست، یک انتخاب لوکس یا یک آرمانگرایی نیست؛ این تنها راه ممکن برای اصفهانی ماندن و زیست اصفهانیخو است. ما باید یاد بگیریم که چگونه در کنارِ صنعت و مدرنیته، دوباره به زبان طبیعت و احترام به تاریخ، سخن بگوییم.
اصفهان، جهانشهری است که اگر محیط زیستش را از دست بدهد، تاریخش را هم از دست خواهد داد؛ اگر تاریخش را از دست بدهد، دیگر اصفهان نخواهد بود؛ و اگر اصفهان برود، هرگز باز نخواهد گشت.
بیایید اصفهان را نه بهعنوان یک موزه یا یک منطقه صنعتی یا هر واژهای که این روزها به فراخور منافع شخصی و گروهی، روی این شهر میگذارند، بلکه به عنوان یک زیستبوم فرهنگی بازشناسیم؛ جایی که هر قطعه زمین، هر قطره آب و هر برگ سبزش، بخشی از یک داستان یگانه و بزرگ است.
گزارش: مهدی تمیزی (هنرمند هنرهای تجسمی)
انتهای پیام/